۲ـ دیروز یک جاافطاردعوت بودیم،جاتون خالی به قول معروف هم سیاحت بودهم زیارت البته سیاحتش بیشتربود من موندم این بانوان محترمه چه حالی دارندکه باشکم خالی این جوری آرایش کرده بودند. آخه یک ساعت مهمونی ارزش این همه زحمت روداره؟
۳ـ فرداهم افطارمهمان بیت یکی ازمراجع هستیم.این که خیلی باحاله حتما"شرح کاملش رو مینویسم.
۴ـ ازاین مذهبی بازی تلویزیون ودولت حالم به هم می خوره.یک نمونش همین تقویم فدراسیون فوتبال،آغاز نقل وانتقالات تولد یک امام،آغازثبت نام کاندیداهای ریاست فدراسیون تولدعلی اکبر.روز داربی روز عیدفطر.لابد محرومیت هاهم روز شهادت امامان است.شب های قدر هم که گناهان بخشیده میشوندکمیته انضباطی همه محرومیت هارو میبخشه.
۵ـ امسال نمی دونم چرانسبت به بازشدن دانشگاه یک حس خوبی دارم.
۶ـ یک زمانی آرزو داشتم،یک نوشتم جایی چاپ بشه ومثلا"ده نفربخونندحالاجداازاین وبلاگ.این شماره نشریه انجمن اسلامی؟دانشکده فکرکنم تمام مطالبش دست پخت من باشه.از شعرپشت جلدتامطلب درموردجنبش زنان قراره تی هم بدن کف دفترانجمن رو نظافت کنم.البته چندتانکته لازم به ذکر است.اول اینکه هیچ هنری درقلم حقیرنیست فقط مدیرمسئول عزیز توتابستون غیرازمن کسی روپیدانکرده که بی ساز برقصه.دوم اینکه فکرکنیدانجمن اسلامی ای که من بااین اسلامم بخوان توش بنویسم چی میشه.سوم اینکه تومملکتی که رییس جمهورش سقراط زمانه است من هم می تونم بشم سردبیریک نشریه. فقط اینکه ازبس نوشتم الان چندروزیه شدیدا"احساس خلاءمغزی میکنم آخه مغزماقبلآ چیزی هم نداشت خوب.فعلا"میریم که بترکونیم.
خنک آن قماربازکه به باخت هرچه بودش بنماندش هیچ الاهوس قماردیگر
۱ـ پژمان راهبرعزیز ودوستانش ازدیروز(شنبه)روزنامه دنیای فوتبال را منتشر می کنند.فکر کنم دوباره هوس هر روز روزنامه خریدن زده به سرم.
۲ـ رضاخاتمی دوباره به محسن میردامادی یادآوری کرده که دبیرکل مشارکت بودن یعنی چی.من موندم این اعضای مشارکت باکدوم عقلشون میردامادی را دبیرکل کردند.یک نگاه به اینجا بیندازیدتامتوجه بشید چرامیگم این گربه رقصونی ها فایده نداره.به نظرمی رسه همه تصمیمات ازقبل گرفته شده است.
۳ـ تواین سه روز تلویزیون رسما"وبااصرارفراوان هاشمی رفسنجانی رو باپیشوند حجت الاسلام ذکرمی کنه فکرکنم منظورشون اینه که ازاون خبرهاکه فکرمیکنیدهم نیست.
۱ـ در راستای اینکه همه چیزمان به هم می آید،رییس جدید مجلس خبرگان رهبری هم کتابشان در توقیف موقت به سر می برد.به امیدروزی که هرایرانی یک کتاب یا نشریه درتوقیف موقت داشته باشد.
۲ـ این وسط حضرت آیت الله مصباح یزدی چی شدند؟به قول تماشاگران فوتبال چرا صدای .......نمی یاد؟مصباح صداش درنمی یاد؟این حکایت آقای مصباح منو یادیکی ازهمکلاسی هامون انداخت که بنده خدا پنج ترم است که می کشه خودش روتا شاگرد اول بشه امادربدترین حالت برای دیگران،سوم هم نمیشه.
۳ـ تصورکنیدیک عده پیرمردروحانی که بالای ۶۵سال دارندرقابت انتخاباتی می کنند وبرای نامزد موردعلاقشون رای جمع میکنند.
۴ـاکبرهاشمی رفسنجانی الان هم زیر نظررهبری،رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام است وهم درجایگاه رییس مجلس خبرگان برعملکرد رهبری نظارت می کند،گفتم که همه چیزمان به هم می آید.
شکی نیست که برصندلی ریاست مجلس خبرگان نشستن رفسنجانی درشرایط کنونی می تواندبه عنوان یک نقطه مثبت درمسیراصلاح امور ومهارجریان تندروبه شمارآید،اما بهتر نیست که اندکی عمیق تر به تاثیرات آتی این رویداد بنگریم.
درواقع اواکنون به مدت دوسال برارشدترین کرسی نظارتی نظام اسلامی تکیه زده است،وآنطور که خود وی درسخنان امروزش بیان کرده باردیگر بروظیفه اصلی وظاهرا"فراموش شده مجلس خبرگان یعنی نظارت برعملکردرهبری ونهادهای تحت نظارت وی تاکیدنموده است.خوب این نکته اگر به واقع عملی گرددیک حرکت عظیم به شمارمی آید،اینکه بتوان یک دستگاه تقریبا"بسته را درصدر حاکمیت یک رژیم شبه توتالیتر بازبینی نمودهیچگاه درحکومت های این چنینی سابقه نداشته است.اماتاریخ به مایادآورمی شود که فاصله حرف تاعمل تاکجاست.
ازسوی دیگر رفسنجانی چه بخواهدو چه نخواهدبه طورکامل ازامروز هم به عنوان یگانه جانشین رهبرفعلی تلقی شده وهم مخالفین نه چندان کم شمارش درمجلس خبرگان را امروز به چشم مشاهده کرد.گروهی که تنهابه خاطر چندرای کمتر رقابت رابه هاشمی واگذارکردندو دربزنگاههای حساس شاید بتوانند دربرابروی صف آرایی کنند.
نگاهی به کارنامه ۲۸ساله رفسنجانی نشان دهنده میزان انس والفت وی ومجموعه اصلاح طلبی است.دراین سه سال اخیراو شاید تنهاازسرناچاری همراهی بااین قوم رابرگزیده است.وهمواره ازجایگاه یک پدرخوانده تمام عیار به چپ هایی که گاه وبیگاه براوخرده می گرفتند نظاره کرده است.به واقع تاکنون جز درمواردی که هاشمی ازلزوم زمینی کردن جایگاه رهبری ونظارت بیشتر برآن صحبت به میان آورده که آن هم البته اغلب درپاسخ به طیف تندرو وابسته به محمدتقی مصباح یزدی بیان گشته است عملی درهمراهی وی بامجموعه منتقدنظام مشاهده نگشته بلکه همواره این اصلاح طلبان بودندکه درمواقع تنگدستی به اید او می افتاده اند وازاو کمک می گرفتند.
خلاصه آن که پیروزی رفسنجانی تنهایک اطمینان کوتاه مدت است به این که درکشور نیروهای میانه رو ونه اصلاح گرابه قدرت نزدیک میشوند.البته نظام سیاسی ایران میدان عجیبی است آنگونه که حتی نتوان فردا راازپیش گفت،چه آنکه تجربه یکبار انتخاب نایب رهبری منجر به حدود بیست سال خانه نشینی وحصر مردی شد که امام خمینی اورا ثمره عمر خودمی دانست.
گام برداشتن بی تدبیرانه هاشمی بهرمانی دراین میدان مین می تواند اورا نیزازجایگاه مرد دوم رژیم اسلامی به ناکجاآبادهای تاریخی رهنمون سازدوشایدازاین روباشد که اوهمواره فاصله خودرا باتندروهای هردو جناح حفظ کرده است،پس نمی توان بیش ازسرسوزنی لطف ونظر به اصلاح طلبان آن هم ازمنظر زعامت ورهبری انتظاردیگری ازاوداشت.
رفسنجانی حتی درپس شکستهای این سالهاهم هوشمندانه عمل کرده است.وی آنگاه که دودهه اعتبار خویش رادر پس انتخابات مجلس ششم درخطردیدبه خوبی دریافت که ارزش آبرو ازکرسی آن روزهاسرخ ریاست مجلس بیشتراست وچه درآن روزی که آهنگرزاده ارادانی رابالاتر ازخود دید به خوبی وفکورانه شکست راپذیرفت وتنهاشکایت خویش رابه نزدخدایش حواله داد.
امادرپی فوت آیت الله مشکینی،ریاست مجلس خبرگان رهبری وباتوجه به شایعات گسترده درمورد بیماری رهبرانقلاب ومسئله تعیین جانشین برای وی به ناگهان چشم هابه سوی انتخاب رییس جدید مجلس خبرگان خیره گشته است.چه آنکه می توان تقریبا"رییس آتی این نهادرا مهمترین جایگزین برای رهبری انقلاب دانست.
باتوجه به ترکیب مجلس فعلی خبرگان می توان سه خط مهم فکری رادرآن مشاهده کرد:نزدیکان به رهبر کنونی انقلاب،یاران رفسنجانی و مریدان وهمراهان محمدتقی مصباح یزدی.بی شک هیچ کدام ازاین سه گروه نمی تونند به تنهایی تمامی آرا برای معرفی یک نامزد به تنهایی راکسب کنندپس ناچاربه ائتلاف هستند ودرمیان سه گروه یادشده به وضوح مشخص است که امکان ائتلاف گروه دوم وسوم وجودندارد پس نامزداصلی ریاست مجلس خبرگان حاصل رای وتدبیررهبر انقلاب وهمراهی یکی ازدوطیف رفسنجانی یامصباح یزدی خواهد بود.
اما حملات بی سابقه به رفسنجانی در دوسال اخیر این روزهاوارد مرحله جدیدی شده است.نخست آنکه خبرها از توقیف جدیدترین کتاب خاطرات وی حکایت داردکه این امر درنوع خودبی سابقه است ودیگر خبری است که امروز رسانه های آمریکا مانند لس آنجلس تایمز منتشرکردند که حاکی ازآن است که گروهی ازمخالفین در درون رژیم اسلامی خواستارخرید۱۰۰۰۰۰دستگاه اسلحه یوزی شده اند.این خبرناخودآگاه ذهن رابه سوی رفسنجانی متوجه میکندچه آنکه نزدیکان وی تنهاکسانی هستندکه هم به واسطه توان اقتصادی وهم به دلیل انگیزه های سیاسی توان انجام این کار رادارند.
به هرحال بایدمنتظرنشست ودیدکه آیا مرددوم تمام این سالهامیتواندباردیگر ازپس مشکلاتی که مخالفین نه چندان اندک داخلی اش برای اوفراهم آورده اند برآید ودرپی آن آیا اوگوشه چشمی به صندلی زعامت جمهوری اسلامی نشان خواهدداد یا بازهم درپرده نشستن را ارجح میدارد.
این هم آدرس:www.mingle2.com
ديگر برای هم دو بيگانه ايم
هرقدر تلخ باشد و هرقدر دشوار
همه چيز را، آری همه چيز را بايد فراموش کنيم ...
اندوهگين مباش، هر غمی را تسلايی است
انسانها هرقدر هم که دوست داشته باشند، ميتوانند فراموش کنند
فصلها می آيند و ميروند، سالها می گذرند
روزی می آيد که تو هم فراموش کنی ...
روزها و شبهايمان را فراموش خواهی کرد
روزها و شبهای عاشقی را...
گويی آنها را نزيسته ای، انگار عاشق نبوده ای
همه چيز را، آری همه چيز را می توانی فراموش کنی
حتی تمام نوشته هايم را، سطر به سطر
چيزی اگر بماند، حزنی عميق در وجودت خواهد بود ...
امابشنویدیعنی بخونیداندرباب مسئله انتخاب واحد.اولا"همونطورکه می دونیداصولا"درایران چیزی به عنوان انتخاب واقعی وجودنداره،دردانشگاه هم بدیهی است که ازهمین رسم مرضیه پیروی میشه.یعنی حق انتخاب چیزی درحدکشک قلمدادمیشود،پس دانشجوبایدمثل بچه آدمیزاد همون واحدهایی روکه آموزش دانشکده ونه مثلا" گروه مربوطه مشخص کرده اند انتخاب بکند درغیراین صورت چنان بلایی تاآخرترم سرش می یادکه مرغهای آسمان گریه وزاری ای براش میکنندتماشای وعبرت انگیز.ساده ترین تاوان سازناکوک زدن این است که دریک روز ویک ساعت باید دوتاامتحان بدهد.درعوض اگربچه خوبی باشیدومطابق دستورات آموزش انتخاب کنیدفارغ ازاینکه معدلتون چند شده می تونیدتا۲۰واحدانتخاب کنید.
من فقط موندم این چه بساطیه وقتی درس ها واساتید ازقبل معین شده،دانشکده دلش برای ماتنگ میشه یامیخواد سیستم میکانیزه اش روبه رخ بکشه که مارومجبور به انتخاب واحدمیکنه،خب کاری نداره که مثل دبستان یک برنامه هفتگی بنویسیدبدید دست مامانامون...
خلاصه امروزصبح که وارددانشکده شدم،اولش فکرکردم اشتباهی اومدم،چون یک کارگر داشت بافرغون وسط راهرو دانشگده ویراژ میدادبقیه کارگران محترم هم داشتن لباساشون عوض میکردند.شن،سیمان وآجرهم که تادلتون بخواد.خلاصه اینکه اینا به جای اینکه کارشون روشروع کنندنشسته بودن روی صندلی های توسالن وداشتن نمایش مارونگاه میکردندکه داشتیم ازاین اتاق به اون اتاق میرفتیم وبرای انتخاب یک درس چونه میزدیم.یک جورایی هم دورخودمون میچرخیدیم.البته شایدحق بااونهابودکه تعجب کنند آخه شایدبرای اونهاهم عجیب بودکه اگربراشون میگفتیم که ساعت۸تا۹صبح یعنی همون اول کارکه درسهای مهم ظرفیتش پرمیشه سیستم کامپیوتردانشکده رسما"تعطیل بود.بعدبرای مایی که پنج ترم روبدون افتادن درسی گذروندیم سه تاازدرس هاپیش نیازخورده بود،یعنی مثلا"درسی که یک و دو وسه اش روپاس کرده بودیم برای چهارش نوشته بودپیش نیازاین درس گذرونده نشده.جالب اینکه توآموزش هم کسی ازاین ابتکار خبرنداشت.
تازه فکرکنیدبعدازاینکه انتخاب واحد ماتموم شده بودوداشتیم برمیگشتیم کارگران محترم عملیات خوردن صبحانه روشروع کرده بودند.
اینجوری پیش بره اول مهربایدبریم واستیم کناردستشون آجربالابندازیم تاشایدکارشون زودترتمام بشه وکلاسها آماده بشه.
