تبليغاتX
دریچه من


تاحالاچیزی راجع به نظرسنجی اجباری شنیدین؟دانشگاه ما درپایان هرترم دانشجوهاروملزم به ارزیابی عملکرداساتیدمیکنه،که ظاهرا"نتیجش توتعیین سطع علمی اساتیدنقش داره.

جالب این جاست که برای ایجاد امکان انتخاب واحدترم بعد بایدحتما"نظرسنجی روکه تازگیهااینترنتی هم شده انجام بدی.

به نظرمن این ارزشیابی یک جورفرصت تسویه حساب یک طرفه برای دانشجوهاایجادمیکنه تاحسابی عقده گشایی کنند.

قدیمها به خصوص تودبیرستان بچه ها ماشین معلم سختگیر روخط می انداختند،این نظرسنجی هم همون خط انداختن مدرنه،به هرحال دوئل یک طرفه جالبیه.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 2:34 توسط andisheh |



دلم گرفته آسمون،نمی تونم گریه کنم

شکنجه میشم ازخودم،نمی تونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها،روسینه من اومده

آخ داره باورم میشه،خنده به مانیومده

دلم گرفته آسمون،ازخودتم خسته ترم

توروزگاربی کسی،یه عمره که دربه درم

حتی صدای نفسم،میگه که توی قفسم

من واسه آتیش زدنت،یه کوله بارشب بسم

دلم گرفته آسمون،یک کم منو حوصله کن

نگو که ازاین روزگار،یک خورده کمترگله کن

منوبه بازی میگیرن،عقربه های ساعتم

برگه تقویم میکنه،لحظه به لحظه لعنتم

آهی زمین،یه لحظه تونفس نزن

نچرخ تاآروم بگیره،یه آدم شکسته تن

آهی زمین،یه لحظه تونفس نزن

نچرخ تاآروم بگیره،یه آدم شکسته تن

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 3:29 توسط andisheh |



دوستان فراکسیون وحدت انجمن های اسلامی دانشگاه فردوسی وعلوم پزشکی مشهدکه بامرکزیت انجمن دانشکده الیهات،چندوقتی است فعالیت رسمی خودش رو آغازکرده روز۱۸آذر درآمفی تئاتردانشکده الهیات مراسم تریبون آزادی روبرگزار کردکه خبرکاملش رومیتونیددر ایسنابخونید.

من اولش میخواستم گزارشی ازاین مراسم بنویسم اماچون نه بلاگفاحال دادوازطرفی دیگرمن عضوانجمن اسلامی نیستم وفقط کارنشریه انجمن دانشکده خودمون(الهیات)رو از نوشتن مطالب تاصفحه بندی وچاپ انجام میدم وبرای انجمن بیانیه مینویسم ومطالب برد روتهیه میکنم،ازاین کارمنصرف شدم.البته بگم که من برای این کارهایی که انجام میدم منتی برکسی ندارم چون همش به خاطر این کله مبارکه است که شدیدا"بوی قرمه سبزی میده.خوشبختانه دوستان صمیمانه من رو که دارای مرزبندی علنی عقیدتی بااونهاهستم روپذیرفتند،فعلا"

درضمن آمفی تئاتر حقیردانشکده درهمون دقایق اولیه جوری پرشد که خیلی هامجبورشدندبرنامه رو نشسته روی زمین یاایستاده دنبال کنند.من هم پشت درآمفی تئاتردرجمع برادران حراستی وبسیجی  که اندکی دیررسیده  بودند وشایدهم می خواستندفضاروکنترل کنند،مراسم رو فقط تونستم بشنوم.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 3:6 توسط andisheh |



فصل سردکنکور،پشت قلعه آزمون،دانشگاه،دانشگاه همچون پتکی برسر،آینده...سرابی درپیش رو.   شاخ غول رامی شکنی،اکنون تودانشجو شده ای،آینده ساز آرمانشهر غبارآلود...شهریه،خوابگاه، دانشجوی شهرستانی،غربت...طعم گس استقلال.

روزاول...اینجاپشت آن دژعظیم،توفاتح این دژی،تو اون کوه بلندی که سرتاپاغروره،رسیده سربه خورشید...سلام آقای مهندس،خاتم دکتر.

توبایددرس بخوانی،موفق شوی،کسی شوی،آدم شوی...کتاب،جزوه...جزوه همکلاسی...لذت چشیدن میوه ممنوعه،دهانت رامی بویندشایدکه گفته باشی...

روزدوم...تحصن،اعتراض،تریبون آزاد...یاردبستانی من...کمیته انضباطی،توسیاسی نیستی امااینجاهمه چیز رنگ سیاست برخوددارد،اینجامفاهیم معنای دیگری دارند،نوعی تجربه ملموس جامعه آرمانی.

روزسوم...دلتنگ،خسته ازتکراربی ثمر هر روزه...تکرارملال انگیزخود،مشتی بردیوار...دلم گرفته ای دوست هوای گریه باتو.

روز چهارم...توان نفس کشیده هم نیست،شایدسقف کوتاه شده،اگر نیست چرامدام سرما به سقف می خورد؟...چراازهرطرف که می روی به بن بست می رسی...اماتوباید نقشت رادرست بازی کنی تاکسی راز درونت رانفهمد...حال همه ماخوب است اماتوباورنکن.

روز پنجم...وروزهاازپی هم درگذرند...چهارسال گذشت،نگاهی به پشت سر...شایدفرصتی برای تأملی دوباره...برای مایی که روکاغذای بی صداسازمی کشیم،سازمی کشیم...پشت دژهایی بزرگتر ازسد کنکور...پشت کنکور زندگی...

آی عشق آسمان آبی ات پیدانیست

«ماهنامه تخته سیاه،آذر۸۶»

+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 1:21 توسط andisheh |



اول می خوام ازیک خاطره شیرین شروع کنم.گمان میکنم آخرین روزی ازسال۸۴بودکه روزنامه ها منتشر می شدند.من معمولا"تواین ده سالی که روزنامه می خرم،علاقه داشتم خودم روزنامه یاهرنشریه دیگری که می خوام روبخرم.درواقع سرزدن به کیوسک روزنامه فروشی وزیر ورو کردن نشریه هارو میشود یکی ازجذاب ترین تفریحات هرروزه ام به حساب آورد.القصه آن ایام هنوزشرق عزیز چاپ میشد،اون روز به دلیلی خودم روزنامه نخریدم،چون اصولا"فکرنمی کردم روزنامه هابعدازچاپ ویژه نامه های نوروزی دیگر مطلب قابل توجهی داشته باشند.بابام که روزنامه رو آورد وقتی صفحه اول رودیدم برای لحظاتی دچارشوک شدم،عکس اکبرگنجی وخبرپایان ۶سال مقاومت گنجی در زندان وآزادی او با آن محاسن مشوش ودرهم.

خلاصه آنکه پس از آزادی گنجی گمانه زنی های بسیاری درباره آینده فعالیتهای سیاسی او وچگونگی اش وجود داشت.گنجی خیلی زود دریافت که دراین شرایط امکان کار آزاد روزنامه نگاری درایران را ندارد. خروج گنجی برای دریافت جوایزی که در چندسال حبس به او اعطاشده بود وشرکت درمراسمی که برای اوتدارک دیده شده بود نوعی آرامش خاطرهم برای مقامات جمهوری اسلامی ایجادمیکردکه تامدتی خیالشان ازبابت نوشته هاواظهارات گنجی راحت میشدوهم فعالین سیاسی راآسوده خاطرمی ساخت که خطری جان گنجی راتهدید نمی کند.

حتما"به خاطر داریدکه باآغازفعالیتهای حقوق بشری وضداستبدادی گنجی درخارج ازکشور موجی ازانتقادات ازسوی کسانی آغازشدکه معتقد بودندکه کارسیاسی برعلیه استبدادحکومتی باید حتما"در داخل کشورباشدتابتوان به آن توجه کرد.من به جدازهمان آغازمعتقدبودم که مهم نوع این فعالیتهاست و مکان ونوعش تفاوتی نداردچه بسادرخارج ازکشوربتوان آزادانه تر فعالیت کرد ومهم تر از آن اینکه کسانی همچون گنجی یامهندس سازگارا ودیگران هزینه های فعالیت سیاسی دردرون ایران راتمام وکمال پرداخت کرده اند وازاین جهت حرجی برآنهاواردنیست.واین افرادبامیل خود بارسفرازوطن رانبسته اند بلکه عملا" مجبوربه خروج ازایران شده اند.

باانسدادفضای سیاسی درداخل کشورآنان که دراین شرایط علنا"به فعالیتهایشان ادامه میدهندقطعا"با دشواریهای فراوانی روبروهستند.عمادالدین باقی نیزیکی ازکسانی است که درتمامی این سالهاحرکت اصلاحگرایانه ودموکراسی خواهانه درداخل کشور را به هردلیلی برخروج ازایران ترجیح داده است اما درتمامی این سالهای پس ازماه عسل اصلاحییون بارنج وسختی زندگی کرده است درواقع وی که پس ارپایان حبس ۵/۳ ساله خود به سبب افشاگریهایش درمورد فاجعه قتلهای زنجیره ای راه فعالیتهای حقوق بشری ودفاع ازحقوق زندانیان رادرپیش گرفته بود ازکمترین حقی به صورت رسمی اماعلام نشده برای فعالیت درنشریات برخوردار نبوده.سرنوشت روزنامه جمهوریت باسردبیری وی که انتشارش به دوهفته هم نرسیدیانشریه جامعه نو به صاحب امتیازی همسر وی نمونه های آشکاری است ازآنچه درسایه حکومت عدل اسلامی برخانواده باقی رفته است وآخرین نمونه این برخودهاهم دستگیری یکباره وی واجرای حکم حبس یکساله تعلیقی او ازحدود۴۵روز پیش است.امروز نیز خانواده او درشرایطی موفق به ملاقات باقی شدندکه این برخوردهای صورت گرفته باوی وخانواده اش حتی درمورد قاتلین هم انجام نمی پذیرد.به هرحال باقی زندگی خود وخانواده اش راوقف حرکتی کرده که عمیقا"به آن اعتقاددارندو تاریخ بی شک گواهی خواهد داد برصدق وراستی آنهابرسر هدفی که انتخاب کرده اند.امابایدتاسف خوردبرای حاکمیتی که اینگونه بامخالفین مصلح وخیرخواه خود برخوردمیکندوآرامش ودوام خودرا درخروج این ناجیان واقعی اش ازمیهن وسرزمینشان میداند.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 2:32 توسط andisheh |



همه چیز زودترازآنچه تصورمی شد برای شیرهابه پایان رسید.این بارانگلیسی ها بدون آنکه حتی به خود زحمت حضوردرمرحله نهایی جام ملتهای اروپا رابدهند،درهمان دورمقدماتی باخلق مجموعه ای ازاشتباهات مضحک به کارخود درزیرباران شدید استادیوم تازه تاسیس ویمبلی پایان دادند.

به هرحال تازمانی که آنهابااین روندو اتکابه مربیانی همچون مک لارن به کارشان ادامه دهنداین نتایج فاجعه بارادامه خواهدداشت.

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 1:38 توسط andisheh |