تبليغاتX
دریچه من


آری...

     آغاز دوست داشتن است.

              گرچه پایان راه ناپیداست. 

                      من به پایان دگر نیندیشیدم.

                                  که همین دوست داشتن زیباست...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 3:1 توسط andisheh |



تا کی باید بین بد وبدتر یکی رو انتخاب کنیم؟ آیا روزی می رسه که بین خوب وخوبتر یکی رو انتخاب کنیم؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 3:55 توسط andisheh |



اول این متن رو به نقل از شیعه نیوز بخونید:

« اخیرا استفاده از لنزهای رنگی در میان برخی از بانوان متداول شده است و بعضا دیده می شود که در سطح جامعه از آن استفاده می کنند و چون عموما از لنزهای رنگی جهت زیبایی استفاده می شود حکم شرعی آن را جویا شدیم که توجه شما را به پاسخ جمعی از مراجع تقلید جلب می نماییم:
محضر مبارک مراجع معظم تقلید سلام علیکم
سوال :متداول شده است که لنزهای رنگی به چشم میچسبانند آیا اینگونه آشکار شدن در برابر مردان نامحرم جایز است؟
آیت الله خامنه ای:اگر عرفاً زینت محسوب شود، باید از نامحرم بپوشاند
آیة الله مظاهری:حرام است. آیة الله بیات زنجانی:جایز نیست»

حال کردید.ببینید مرجعیت شیعه تاکجاش رو فکر کرده.یکی نیست بپرسه آقایان محترم شما تا به حال لنز چشم ویا فردی که از لنز استفاده میکند را از نزدیک دیده اید؟اصلا" از کجا می فهمید که چه کسی لنز داره وکی نداره؟نکنه مثل صمدآقا(پرویز صیاد) انگشت توچشم طرف میکنید تابفهمید؟تابه حال چه کسی با دیدن رنگ چشمان زنان حالش عوض شده؟این همه دخالت در حوزه های خصوصی زندگی مردم اون هم به نام دین چه معنی ای داره؟

از این به بعد اگر بادختری خواستید صحبت کنید اول از اون بپرسید که آیا لنز داره و اگر داره طبی هست یا برای زیبایی استفاده میکنه؟ بعد اگر برعموم مسلمین محرز گشت که لنز مذکور برای افزایش قوه بینایی بوده میتونید گفتگو رو آغاز کنید.اگر هم برای زیبایی بود درخواست کنید که یا چشماش رو ببنده و یا اینکه شما چشماتون رو ببندید.  

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 2:35 توسط andisheh |



تو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه
سیب رادزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سال هاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرارکنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا
خانه ی کوچک ما سیب نداشت!

حمید مصدق

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 2:16 توسط andisheh |



+ ادامه همون نیمه پنهان ذهن،بانامی جدید،زیبا،جادار،مطمئن.

چرا پدر ومادرهاباوجود اینکه می دانند بچه هاشون کاری که می خواهند،انجام بدهند انجام خواهند داد، بازهم با  اونها مخالفت می کنند؟آیا این امر یک پس زمینه روانی دارد و ناخود آگاهانه است؟ 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 2:12 توسط andisheh |



برای اینکه یک انسان عادی،فردی که تادیروز مثل همه مابوده ودرکنار مازندگی میکرده را به یک دیکتاتور تبدیل کنیم،یا اینکه دست کم او را درگیر این توهم کنیم که در سرزمینی که وی برآن حکمرانی میکند هیچ صدای مخالفی وجود ندارد آسانترین راه این است که آنقدر او را بزرگ کنیم تا هم آرام آرام خودش باور کند باسایر زمینیان تفاوت دارد و هم ما باورمان شود که او به جایگاهی فراانسانی رسیده  است.

اولین وتلخ ترین نتیجه این اتفاق آن است که سبب میگردد تا راه برای برخورد باهر آنکه سخنی مخالف حاکم میگوید یا انتقادی را نسبت به اعمال ورفتارش میکند،باز شود.

نگاهی که متاسفانه درقشری ازجامعه ایجاد گشته است نیز ازهمین دست است.اصولا" پذیرفتن نظرات هرانسانی ولو آنکه به جایگاهی خاص نیز رسیده باشد بدون هیچ پرسشی و جستجوی چرایی این سخن و مهمتر از آن تعاریف غلو آمیز از وی زمینه را برای استبداد هرچه بیشتر فراهم می کند.

شکی نیست که آنان که با اینگونه تعاریف عجیب وغیرقابل باور وفرازمینی ازیک فرد به او مقام الوهیت میبخشند نیز درخودکامگی ها و یکسونگری های وی شریکند. 

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 2:21 توسط andisheh |



بازهم ما،باتکیه برهمان عهد پیشین.چشم به راه آینده.شاید برای شادی دل مردی که لااقل برای هشت سال طعم زندگی بهتر رابه ماچشاند.برای همو که تنها سرمایه اش آبرویش بود وآن را در راه مبارزه با اقتدارگرایان هزینه کرد.و دیروز ماهم تنها سرمایه مان،همان یک برگ رای را تقدیم یارانش کردیم.

و اکنون چشم انتظار تاشاید معجزتی بار دیگر آوای مردم سالاری را هرچند اندک وضعیف بر زیر سقف بهارستان طنین انداز کند.

اما می ترسم،چراکه ازاین به بعد دیگر سرنوشت بازی در دست ما نیست بلکه قاعده بازی را از این پس مردانی تعیین می کنند که تاریخ نشان داده پایبند به هیچ نیستند. آقایان آنچنان اسیر قدرت گشته اند که حتی ازیک رای ویک نماینده هم نمی گذرند.

رای ما اگر نتواند پایه های صندلی قدرت را تکان بدهد لااقل می تواند آنانی را که در خواب خوش  و رویاهای خود فرورفته اند اندکی قلقلک دهد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 1:41 توسط andisheh |



۱ـ بسیار شنیده ایم که صاحب نظران مختلف عقیده دارند که برای اصلاح جامعه باید از خود شروع کرد و آنگاهی که هر فرد خود را ملزم به اصلاح روش غلط پیشین بداند خود به خود جامعه نیز اصلاح می شود.

غرض آنکه به نظر می رسد روسای قوم اصلاح طلب به درستی اصلاحات را از خودشان شروع کرده اند. اثبات این امر هم بسیار ساده است،کافی است که نگاهی به عکس های اصلاحگرایان نظیر تاج زاده،کرباسچی،علوی تبارو...در سالهای میانی دهه ۷۰بیندازید و جمال مبارک آقایان به خصوص محاسنشان و آرایش موهایشان را با امروز مقایسه کنید،به طور حتم میزان بالای اصلاحات از زوایای مختلف را خواهید دید.

۲ـ نمایندگان مجلس هفتم درحالی سن رای دهندگان را از۱۵سال به ۱۸سال افزایش دادند که به نظر من همین ۱۸سال هم کمه وباید بازهم افزایشش بدهند.باور کنید یواش یواش دارم از دست کسانی که به اصطلاح دانشجو مملکت هستند اما ازدیگران می پرسند به چه کسی رای دهند یا معیارهای سطحی و فجیعی برای رای دادن دارند عصب زده میشم.

۳ـ فرض کنید شما در آستانه یک جاده سنگلاخ و صعب العبور هستید،اگر این مسیر را انتخاب کنید اما علاوه بر عوامل طبیعی بیرونی،از داخل هم برشما جفا شود چه می کنید؟

۴ـ بدجوری دارم با ترانه های گوگوش حال میکنم خصوصا" قدیمی هاش.چه طوره پیش نهاد بدیم این خواننده های افسانه ای تو اوج از خوندن بازنشسته بشن.

۵ ـ من و گنجشکای خونه،دیدنت عادتمونه. به هوای دیدن تو پر میگیریم از تو لونه...

۶ ـ ولی با وجود تمام این تفاصیل جمعه حتما" برید رای بدین حتی اگر شده به ترتیب الفبا برگه اخذ رای رو پر کنید.مملکت که حساب کتاب نداره.شاید روزی روزگاری به خاطر همین شرکت نکردن در انتخابات براتون دردسر درست بشه.گول این اپوزیسیون رو هم نخورید.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 1:24 توسط andisheh |



درفاصله کمتر ازیک هفته تابرگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی درحالی که به وضوح می توان سردی رقابتهای انتخاباتی را درشهر حس کرد،اقتدارگرایان اقدام به تدارک حملاتی وسیع وهمه جانبه به اصلاح طلبان به خصوص گروههای پیشرویی نظیر حزب مشارکت نموده اند.

گویا آقایان به اندازه ای ازامکان رای آوردن همین چندنامزد ناآشنای اصلاح طلبان هراسان شده اند که حتی پای قرآن را هم به رقابتهای انتخاباتی باز نموده اند و بابرداشتن علم تکفیر علیه دکتر سروش به تخریب رقیب مبادرت ورزیده اند و یا اقدام به انتشار متن دیدار محرمانه رضاخاتمی وسفیر آلمان نموده اند که مشخص نیست چگونه به دست امثال باهنر رسیده است.

در واقع به نظر می رسد اصلاح طلبان درون حاکمیت مزد قمارشان بر سر اعتمادی که مردم به آنهاداشته اند راخیلی زود وپیش از محرز شدن نتایج از سوی جریاناتی خاص دریافت داشته اند.زیرا درحالی که بسیار در مورد بی فرجامی حضور در رقابتی اینگونه بی اثر بارهاسخن رانده شده است،اماآنها راهی دیگر راانتخاب کردند وامیدواربودند از آنجایی که به گفته خودشان علاقه مند به حفظ نظام و نمایش دادن وجود دموکراسی در کشور بودند این بار با نگاه بی طرفانه جریان حاکم روبرو شوند.اما اقتدارگرایان نشان دادند که عجولتر از آن هستند که تا۲۴اسفند صبرکنند وبسیار علاقه مند هستند تا پیروزی قریب الوقوعشان را از همین حالا جشن بگیرند.

به هر حال به نظر می رسد اصلاحگرایان برای بازگشتی قدرتمندانه به صحنه سیاسی کشور و حضوری تاثیر گذار نیازمند بازشناسی و به روز کردن آرمانها واهدافشان هستند.ناکامی احتمالی در راهیابی به مجلس فرصت مغتنمی است برای آنها تاباتوجه به نزدیک بودن انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری باردیگر شعارهایشان را مرور کنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 1:3 توسط andisheh |



در شبان غم تنهایی خویش
عابد چشم سخنگوی توام
من در این تاریکی
من در این تیره شب جانفرسا
زائر ظلمت گیسوی توام....


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 2:6 توسط andisheh |



درحاشیه انتخاب علی دایی برای سرمربیگری تیم ملی فوتبال

به دنبال به روی کارآمدن دولت نو محافظه کار محموداحمدی نژاد بسیاری باتوجه به اقدامات وی در شهرداری تهران به صراحت پیش بینی می نمودند که  درکشور توجه به ظواهر دینی و بهره برداری سیاسی ازمقدسات وباورهای دینی گسترش خواهد یافت.

خطری که درآن زمان فعالین سیاسی به انگیزه هاودلایل مختلف چه ازسردلسوزی و چه به خاطر رقابت های سیاسی برآن تاکید می ورزیدنداین بود که ادامه روندخرج کردن ازکیسه امامان و معصومین برای سرپوش گذاشتن و لاپوشانی اشتباهات وکم کاری ها ازیک سوی سبب فریفتن اقشار عامه جامعه وآنانی می شودکه به غیر از منابع خبررسانی رسمی حکومتی به پایگاههای خبری دیگری دسترسی ندارند و ازسوی دیگر باعلنی شدن ناکارآمدی حکومت وعدم توان کافی برای برآورده ساختن وعده های داده شده منجر به بی اعتمادی وسست شدن باورهای مذهبی می گردد و مهمتر ازهمه اینها باعث نوعی برداشت عوامانه از دین می گردد.

به هرحال بسیاری براین امید بودند که این تبلیغات تنهابرروی همان قشر تاثیر بگذارد،شاید بتوان حرکات غلو آمیز افرادی همچون حسین رضازاده رانیز در ادامه همین مسیر توجیه کرد.به هرحال ازفردی که حتی یک بیت شعر یایک ضرب المثل رانیز نمی تواند درست بخواند انتظاری بیش ازاین نیست که بامستمسک قراردادن نام حضرت ابوالفضل به دنبال شهرت آفرینی وکسب اعتبار در مجموعه حاکمیت داشت.

اما اوضاع هنگامی دردناک می شود که می بینیم افرادی همچون علی دائی که دارای مدرک معتبر دانشگاهی هستند وتجربه زندگی درخارج ازکشور را داشته اند برای حل مشکل عدم نتیجه گیری تیم فوتبال خود به مراجع متوسل می شوند واز آنها تسبیح متبرکی می گیرند تاکارگشای مشکلاتشان شود.بی توجه به آنکه اصولا" آیا در ورزشی مثل فوتبال که پیش بینی نتیجه آن غیرممکن است، این خرافه گرایی هاچه جایگاهی دارد واینکه اگر واقعا" آقای بهجت توانایی تغییر نتیجه بازی فوتبال را دارند  چراخودشان به همراه دیگر مراجع اقدام به تاسیس یک تیم فوتبال و بعد فراهم آوردن اسباب موفقیت تیم خود ازطریق خواندن دعا و... نمیکنند؟اماتاسف بارتر آن زمانی است که افرادی نظیر دائی باهمین ظاهر سازی ها مورد توجه دولتیان قرارمی گیرند وبه جهت تعهدوپایبندی ظاهریشان بدون توجه به مدرک وتوان به پست سرمربیگری تیم ملی می رسند

باید مشخص کنم که معقد به لزوم جداکردن بحث خرافه گرایی وبهادادن بسیارزیاد به ظواهر دینی وتظاهر به دینگرایی  با ایمان واقعی وقلبی هستم.اما در بسیاری ازموارد شاهد ادغام این دو منظر بایکدیگر وبرتری ظاهری مواردی هستیم که بااندکی بررسی درمتون دینی اصیل جایگاه آنها رابه خوبی متوجه می شویم.

به هرحال خطر رشد این گونه نگرشها در سطح تحصیل کردگان جامعه و آنانی که باید از قوه تفکرشان برای حل مسائل بهره گیرند به وضوح احساس می شود.  

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 2:39 توسط andisheh |



یه جایی توی فیلم سوته دلان زنده یاد علی حاتمی،مجید ظروفچی با بازی به یادماندنی بهروز وثوقی به خدا میگه:خداچراهمه اونایی که تو رو دوست دارند یک مشت خل وچل و دیوونه اند مثل من،اما دشمنات آدمای درست وحسابی اند.

حالا این شده حکایت جمهوری اسلامی،هرچی کشور عجیب وغریب وبحران زده توی دنیاهست دارای بهترین روابط سببی ونسبی با ایرانندکه تازه باید هرسال ایران کلی هم خرجشون کنه تایک حالی هم به ایران بدهندکه این کار رو اغلب انجام نمی دهند.ولی دشمناش؟!

تصویب سومین قطعنامه تحریم با۱۴رای موافق ویک رای ممتنع به خوبی وزن و توان بخش سیاست   خارجی نظام اسلامی رو نشان می دهد.جالب آنکه حتی مقامات عراقی که بسیاری از آنها سالها در ایران اقامت داشتندوهمواره تاپیش از سقوط صدام از کمکهای آشکار نظامی وسیاسی ایران بهره برده اند هم درسفر محمود احمدی نژاد به سردی باوی برخورد کردندوحتی اجازه سفر وی به کربلاو نجف رو هم نداده اند وآیت الله سیستانی هم ازدیدار با وی خودداری کرده اند.   

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 2:21 توسط andisheh |



۱ـ استفاده شخصی از اینترنت دولتی باسرعت بالا و بدون فیلتر ازمواهبی است که فقط درایامی خاص وبه لطف افرادی خاص نصیب کسی میشه.ماکه فعلا"داریم حالش رو می بریم.

۲ـ حاج آقا نمونه کامل سیاست یکی به نعل ویکی به میخ هستند.دریک ساعت سخنرانی می تونند هم از خاتمی دفاع کنند وهم بلافاصله انتقاد.گستره افرادی که به اونهاارادت ویژه دارند گاهی غیرقابل باوره.

۳ـ امروز صبح برنامه مردم ایران سلام ترانه:«دوباره می سازمت وطن» سیمین بهبهانی رو باآواز یک آدم ناشناس پخش کرد.انتخابات نزدیکه دیگه!!!

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 10:13 توسط andisheh |



تازه باحاج آقا آشنا شدم وفکر می کنم حداقل دو هفته درخدمتشان باشیم.البته این آشنایی باتاخیری چهار ساله صورت گرفته.حاج آقا آدم جالب وبه شدت قابل مطالعه ای می باشد.ازاونایی که به وضوح سیر تکامل روحانیون ازابتدای انقلاب تابه امروز رو می شه در پست ومقامهای سابق وفعلیش و صدالبته از دستان توپولی و نرمش دریافت.

حاج آقا رو تو یک خونه ویلایی از اونایی که استخر وگل خونه داره دیدیم اونهم وسط شهر مشهد.باهمه ما که بعضی هامون رو تااون شب ندیده بود به گرمی مصافحه و حتی روبوسی کرد.حتی جلوی روی ما شماره رییس دانشگاه رو گرفت تاباهاش اتمام حجت کنه،البته موفق به برقراری ارتباط نشد،حالا چقدر راست بود الله اعلم.

جالب تر ازخودش البته اطرافیانش بودند که به قدری غلو آمیز نسبت به اعمال ورفتار حاج آقا واکنش نشان میدادندکه گمون کنم خودش هم فهمیده باشه.

حاج آقا به راحتی ازدولت انتقادمیکرد و اونهارو باحزب بعث سوریه ونظامیان حامی بشاراسد مقایسه می کرد.

بازهم درمورد حاج آقا خواهم نوشت.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 1:51 توسط andisheh |



۱ـ به لطف دوستان فیلم سنتوری روگیر آوردم.فکر کنم بدون اینکه دچارعذاب وجدان بشم هم ببینمش.ولی خوب که فکرمیکنم می بینم باید بدجوری شرمنده این دزدی فرهنگی باشیم.هستیم؟

۲ـ پیام تسلیت رهبری به مناسبت فوت مرحوم توسلی خیلی باحال بود،به خصوص اونجاش که گفته بود امیدوارم باآن قائد عظیم الشان در نشئه آخرت همراه شوید.فکر کن!نشئه...تصوراینکه پیام درچه حالی صادرشده یک کمی طعنه آمیزه.

۳ـ جام قهرمانی باشگاه های اروپا وبازهم استارت لیورپول برای ثبت یک شگفتی جدید.مردان بندر مرسی ساید باتحقیر اینتر بدون باخت مانچو گام اول رو عالی برداشتند.

۴ـ یک ترس عجیبی افتاده به جونم.برای ماندگارشدن باید خودت روسانسورکنی.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 2:5 توسط andisheh |