اما باهرانگیزه ای که این کار رو انجام داده باشند یک تشکر درست حسابی تمام کسانی که بازیها رو از دوشبکه آلمانی زبان دیدند به ژرمن ها بدهکارند.
تفاوت اساسی آنچه که صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و آلمانها در پخش این رقابتها داشتند در یک نکته خلاصه میشود، و آن هم چیزی نیست جز احترام فوق العاده ای که آلمانها برای بینندگان خود قائل می شوند.هرکسی که یک بار فوتبال دیده باشد قطعآ تصدیق می کند که دیدن تصاویر پیش از آغاز مسابقات ازجمله نحوه ورود دو تیم به زمین و انجام مراسم ابتدایی بازی و همینطور کنجکاوی تماشاگران برای مشاهده آنچه پس از خاتمه بازی از سوی برنده و بازنده و هوادارانشان انجام می شود،چیزی کمتر از حلاوت دیدن خود بازی ندارد.
مهمتر از آن باید توجه داشت که در جریان پخش خود بازی نیز نیاز به رعایت یکسری از بدیهیات وجود دارد تا بیننده لحظه ای از جریان بازی را ازدست ندهد.
حال این نکات ساده را باآنچه در پخش تلویزیونی توسط صداوسیمای ایران مقایسه کنید.پیش از بازی شاهد آشفته بازاری از اظهارنظرهای کارشناسان مختلف و تصاویری مختلف هستیم که تنها وجه مشترکشان این است که به نحوی به فوتبال مربوط هستند.پس از آن هم پخش انواع آگهی های بازرگانی درست تا زمانی که داور سوت آغاز بازی را به صدا در می آورد.
در جریان بازی هم فجایعی در تقطیع و سانسور اتفاق می افتد که همه میدانند.و در پایان بازی هم بینندگان که هنوز می خواهند غرق در لذت بازی فارغ از نتیجه آن باشند باید تنها وتنها به اظهارات به شدت آکادمیک و بی روح کارشناسان فنی بازی توجه کنند که گاه تنها هنرشان بیان سیستم بازی دوتیم است.
به هرحال پخش جام ملتهای اروپا از تلویزیون آلمان سبب شد تا ما هم به میزان مسئول سانسور سیمای اسلامی از جذابیت بازی ها لذت ببریم.خداوند خیرشان دهاد...آمین.
۲ـ البته خوب باید بگم که ثمره ونتیجه اش تا الان که به طرز لذت بخشی مثبت بوده.یک ۲۰ فوق العاده ناز، از یک استاد نازتر.راستش رو بخواین هیچ وقت فکرنمی کردم به خاطر افاضات سیاسی،عقیدتی سر کلاس و یکی و نصفی کتاب که از دکتر سروش خوندم،کسی بهم بیست بده.
۳ـ این جام ملتها هم شد علتی دیگه برای اینکه آخرشبها(یعنی زمانی که یه بچه خرخوان استراحت میکند)پربشه.البته باید دراینجا از مسئولین فداکار ومردمی تلویزیون آلمان صمیمانه سپاسگذاری کنم که این بازیها رو مجانی وبی منت پخش میکنند تا ما یک دل سیر تماشاگران فوتبال رو زیارت کنیم و حظ وافی ببریم.
۴ـ یک آهنگ گوگوش بازخوانی کرده که شامل تعدادی از بهترین آهنگهای قبل از انقلابش میشه.به طرز فجیعی نوستالژیک و اشک دربیاره.ببینید خیلی قشنگه.
۵ ـ امشب که به اصطلاح مصاحبه احمدی نژاد رو دیدم با وجود تمام انتقادهایی که بر خاتمی وارد است ولی کلی دلم برای خاتمی سوخت.این دفعه آقای پرزیدنت رسمآ رو دروایستی رو گذاشته بودن کنار وبه جای خبرنگاران آقای کلهر مصاحبه گربود.
۶ ـ امروز بعد از امتحان آخر کلی به این نوگلان طالب علم که اومده بودند کارت کنکورشون رو بگیرند خندیدیم.معرکه اینجاست که دخترها رو میفرستن الهیات کارتهاشون رو بگیرند.مثلآ تو الهیات نور الهی جریان دارد.طفلی ها رسمآ تو توهم دانشگاه =آرمانشهر بدون استثنا بودند.ما هرچی خواستیم ارشادشون کنیم راه ندادند.ماحتی در راستای این وظیفه الهی دینی خود شماره هم دادیم بازهم نشد.
۷ـ راستی من دوهفته پیش با یک روشنفکر جدیدآ داستان نویس قهوه خوردم.(البته گمان میکنم قهوه بود،راستش من زیاد تجربه کافه نشینی ندارم فلذا تشخیص این چیزها که غالبآ هم تلخ مزه هستند از همدیگه برام سخته.)این رو گفتم که اگر یک روزی فرهاد جعفری معروف شد.البته به خاطر داستان نوشتنش بدونید که من حضوری بهش برای کتابش (کافه پیانو) تبریک گفتم.
البته باید زودتر شرح این دیدار عصرگاهی رو مینوشتم.اما به خاطر همون دلیل فوق الذکر(خرخوانی) فرصت نشد.
۸- به هزار ویک دلیل مشعوف شدیم از اینکه ایتالیا از جام ملتها حذف شد.هرچند که من وسط بازی از فرط خستگی خوابیدم.

