تبليغاتX
دریچه من


یواش یواش دارم از وبگردی هام می ترسم.از صدای زنگ اس ام اس موبایل که یکسره خبر از مرگ می دهد.چه فرقی می کند. روزنامه یا آدم.

تلخ است این روزها روزگارمان،صبر باید.کاش توان صبر هم بیابیم،بیابم.

این بغض لعنتی گیرکرده بیخ گلو.فریادی به وسعت تمام این رفتنهاو نبودنها و مرگ ها بایدش...

شدیم مصداق هرکه بامش بیش برفش بیشتر.

لعنت به تو علی خدابخش.هنوز بچه های روزنامه سرمایه مرثیه شان تمام نشده.تو چه کار به

چلچراغ داشتی لعنتی.

+این عکس هم بماند یادگار به نشان روزهایی که ما هم مردمانی بودیم.

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 2:42 توسط andisheh |



جاتون خالی امشب صدای دریچه های قلبم رو شنیدم.

اول دریچه میترال بعد هم آئورت و دوتای دیگه که اسمشون رو یادم رفته.بعدهم آقای دکتر عکس هرچهارتا دریچه رو پرینت گرفت و به همراه نوار قلبم داد زیر بغلم و اطمینان داد که قلبم میزون میزونه.

قضیه از دو هفته پیش شروع شد.شبها که می خواستم بخوابم پنجره اطاق رو یک کم باز میزاشتم برای اینکه خنکای هوا بخوره بهم.به همین راحتی سمت راست قفسه سینه ام که در مسیر باد قرار داشت به درد فجیعی دچار شده بود.خرد جمعی خانواده ما به این نتیجه رسید که باید خودم رو به یک دکتر قلب نشون بدم چون قلب صنوبری نزدیک ترین فاصله رو درست به صورت قرینه با محل درد داشت.

خلاصه آنکه امشب اول یک خانمی که ظاهرآ دستیار دکتر بود بدون توجه به طرح تفکیک سازی جنسیتی در مورد مریضان مرد و زن آزمایش قلبم رو گرفت و بعد خود آقای دکتر تستی به نام اکو کارتو گرافی به عمل آورد.و برای شنیدن و دیدن اینکه رگهای قلبم سالم هستند یا نه ۳۰۰۰۰ هزارتومان هم گرفت،همین.

جالب اینکه تو بیمارها فقط من یکی زیر ۵۰ سال سن داشتم برای همین همه نگاه ترحم آمیزی به من داشتند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 2:11 توسط andisheh |



رهبر انقلاب اسلامی با اظهار ناخرسندی شدید از فضای تبلیغاتی و مطبوعاتی کشور افزودند: این فضای بی بند و باری در حرف زدن و اظهارنظر علیه دولت، مسائلی نیست که خداوند به آسانی از آنها بگذرد.

اینکه دستاتو روی سر میزارن/اینکه باهات هیچ کاری ندارن/اینکه تو بازیشون راهت نمی دن/اینکه سر به سرت میزارن/

اینکه زاده آسیایی رو میگن جبر جغرافیایی/اینکه لنگ در هوایی صبحونت شده سیگار و چایی/ای عرش کبریایی چیه پس تو سرت؟/کی با ماراه میایی جون مادرت؟/

هفته نامۀ شهروند

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 2:9 توسط andisheh |



خوب ظاهرآ بازی استیضاح علی کردان تمام شد.به خیر وخوشی هم لابد،بازی ای که درست از روز رای اعتماد نمایندگان به علی کردان آغاز شده بود.و خبر به سرعت تمامی ایران و جهان را درنوردید و اخبار مجلس ما هم برای دقایقی در کنار اخبار رقابتهای ریاست جمهوری آمریکا قرار گرفت.

همه چیز هم که روبه راه است،باید شورای نگهبان را هم شکرگزار باشیم که چنین مجلس شجاعی برایمان تدارک دیده است که بدون هیچ پرده پوشی ای بلافاصله پس از آگاهی از جعلی بودن مدرک تحصیلی وزیر کشور بساط استیضاح او را فراهم می کند و حتی در برابر رشوه پنج میلیون تومانی نزدیکان وزیر هم با قاطعیت موضع گیری میکند.

صداوسیمای ملی(چقدر از این ترکیب عقم می گیره)هم که سنگ تموم گذاشت و دربخش های مختلف خبری نطق های موافقین استیضاح رو پخش کرد وحتی  بخش گفتگوی ویژه خبری شبکه دو را با دعوت از ستار هدایت خواه به این مسئله اختصاص داد.

اما من که هیچ جوری باور نمیکنم در پس این استیضاح دموکرات گونه هیچ برنامه ریزی قبلی ای وجود نداشته باشد.کافیست بیاد بیاوریم که احمدی نژاد چگونه در ماجرای اسفندیار رحیم مشایی پشت وی ایستاد تا آنجا که روحانیون پرنفوذ قم نیز از احمدی نژاد شاکی شده بودند.حال مقایسه کنید آن جریان را باقهر رییس جمهور در مراسم استیضاح.

و یک سوال اساسی چرا هیچ کدام از ناطقین و موافقین استیضاح سرنچرخاند تا از علی لاریجانی بپرسد چگونه چنین معاونی داشته است؟ چرا هیچ کس نپرسید چگونه آقای دکتر سابق در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد تدریس میکرده اند و تا به حال هیچ کس نفهمیده که اگر توانایی اینکار را داشته واقعآ ظالمانه است که وی را لااقل ازتدریس منع کنند.

 همه چیز به خوبی برنامه ریزی شده بود،کردان هنوز هم باور نکرده است که به راحتی قربانی بازی پشت برده سران جریان اصولگرایی شد.قول میدهم که همه پرونده ها در مورد سایر عاملین دخیل در ماجرا به سرعت راهی بایگانی شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 2:16 توسط andisheh |



زمان:بعداز دوازده نیمه شب.

مکان:فرض کنید یکی از شبکه های سیمای اسلامی.(همون برنامه ای که بینندگان جان میدانند.)

مجری اعلام میکند که موضوع برنامه بررسی رابطه سینما ودولت است.کارشناس اول شروع به بیان صحبتهای در مورد جهت گیری و نوع نگاه مدیران نظام در طول سی سال گذشته به سینما میکند وسپس نظر خودش را بیان میکند.

نوبت کارشناس دوم میشود.وی ابتدا شروع میکند به بیان نظر رییس جمهور در مورد سینما(شما فکر میکنید که رییس جمهور چند بار در عمرش به سینما رفته باشد؟)سپس به تبیین مفهوم سینما از نظر رهبری می پردازد(باید اینجا هم سوال بالا رو تکرار کرد؟) 

برنامه در حال به اتمام رسیدن است،ولی کارشناس؟ دوم هنوز سعی میکند نظرات رییسش و رهبری را در مورد سینما بیان کند در حالی که داریم یواش یواش به این نتیجه میرسیم که یاآقای کارگردان و کارشناس چیزی از سینما نمی فهمد یا...

نتیجه زن وشوهری:هرچی آقامون بگن. 

نتیجه مدیریتی:روسا میان ومیروند ولی مشاوران همچنان پایدارند.

نتیجه هنری:شوخی می کنید؟

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 1:46 توسط andisheh |