حسنی تک و تنها بود
ادامه مطلب...
به جد ممنونم از تمام كساني كه يكي از لج دربيارترين دوره هاي جشنواره فيلم فجر رو خلق كردند.فيلمهاي امسال در مضمون و هم در نحوه اجرا بدجوري بوي تازگي و خلاقيت مي داد.
شايد باور اينكه اين فيلمها محصول همين سينماست خيلي سخت باشه اما به وضوح مي شد لابلاي همين فيلمها نشانه هايي از دگر ديسي جريان سينما رو ديد.
تغيير فرم روايي فيلم ها،پرهيز از بيان داستان هاي خطي و مستقيم،ميل فراوان به ساختن فيلم هاي چندگانه و...باعث شد كمي بيشتر بينندگان به تامل واداشته شود.
ديدن قيافه بسياري كه به خيال ديدن فيلمهايي همچون چارچنگولي و دلداده و به سفارش دوستان و آشنايان دست اهل وعيال رو به همراه يك كارتن چيپس و پفك و آبميوه گرفته بودند و به سينما اومده بودند وقتي با نوع ديگري از فيلم سازي كه لزوما" وظيفه خنداندن ملت را برعهده ندارد روبرو مي شدند، بسيار ديدني بود.
جايي كه بايد دست از خوردن مي كشيدند و خوب گوش تيزمي كردند تا خط وربط فيلم رو تشخيص بدهند.
جشنواره فيلم فجر كم كم داره بدل به بخشي ازعادات جمعي ما مي شود،امري كه نيك قدر آن را مي دانيم. اينكه اين سينماي نجيب با وجود همه مشكلات هنوز هم زنده است باعث شادي بسيار است.
قبلآ اگر می خواستم کاری را انجام دهم کلی با خودم کلنجار می رفتم و بعد هم منصرف می شدم.تازگی ها تصمیم گرفتم که در محدوده اموری که منافاتی با قانون و شرع! و عرف ندارند تاحد ممکن مطابق میلم عمل کنم.(تمایل برای انجام امور غیر قانونی وغیر شرعی و غیر عرفی خود به خود آسان است) نتیجه اش هم بسیار عالی بوده.
دست و پنجه نرم کردن با بسیاری از امور به ظاهر تابوی زندگی که غالبآ ریشه در بایدها و نبایدهای دوران کودکی دارد بسیار مشکل است اما نتیجه اش فوق العاده لذت بخش است.
امشب هم مامان درست تا شروع شدن برنامه نود صبر کرد و بعد که خیالش از سالم بودن عادل فردوسی پور(یک جور دلواپسی) و اینکه برنامه اش قطع نشده راحت شد قبل از اینکه فردوسی پور حرفی بزند بلافاصله گفت که قیافش خیلی درهمه و بعد رفت تا بخوابد.مامان هفته پیش آنقدر منتظر ماند تا اس ام اسش به خیل حامیان فردوسی پور اضافه شود.
تنها ثانیه هایی بعد بود که به نظرم تمام بینندگان نود با مامانم هم نظر شدند وقتی که همه ما روی دیگر فردوسی پور راهم دیدیم:خشک،بی روح،سرد و مهمتر از همه بی تمرکز.و به وضوح مشخص بود که تنها برای رفع تکلیف در برابر دوربین حاضر شده است.و حرف هایی که در گلو مانده بود.و سرانجام در کمتر از یک ساعت و ربع بي خاصيت ترين برنامه نود تمام این ده سال را به پایان رساند.
اما در آخر طاقت نیاورد و گفت آنچه را که همه می دانستیم و امروز تمامی رسانه های کشور را تحت تاثیر قرار داده بود.
فردوسی پور خسته بود و رنجور اما همچنان تیزهوش .آن قدر باهوش که باز هم با حرکاتش و لحن بیانش و طرز اجرای برنامه امشب بر آفتاب بیفکند کم تحملی و فشارهای آشکار دستگاه تربیت بدنی دولت مهرورز را.
مضحک ترین اقدام دولتیان اما بی شک قطع شبکه پیام کوتاه برنامه نود بود.عادل فردوسی پور امشب نیازی به نظر سنجی نداشت او مسابقه نظر سنجی را هفته پیش برده بود.و بی شک طعنه های هفته پیشش آقایان را به قدری برافروخته بود که طاقت از کف دادند و از دو شنبه هفته پیش سناریوی هدفمندی را برای حذف نود آغاز کردند.
عادل فردوسی پور امشب بازی را برد چرا که اقدام مسئولان تربیت بدنی آنچنان بی شرمانه بود که چاره ای جز کوتاه آمدن نخواهند داشت.چیزی که در این سه سال و نیم بارها تجربه کرده ایم:حملات بی پایه دستگاههای مختلف دولت و بعد عقب نشینی اجباری.
+پی نوشت:امشب محمد صالح علا برنامه « دو قدم مانده به صبح » را به عادل فردوسی پور تقدیم کرد،مثل همیشه یک نمره بیست دیگه برای مرد بارانی شبکه چهار.

