به واقع بعد از يكسري اختلافات عقيدتي و فكري با حاميان موسوي به فكر برگزاري مراسمي با حضور نماينده هاي سايركانديداها افتاديم.اين كار دومزيت داشت:اول آنكه وزن تشكيلات خودمون تو دانشگاه رو به همه نشون مي داديم.دوم اونكه به يكي از رسالت انجمن هاي اسلامي مبني بر نقد گروههاي فكري مختلف و فراهم آمدن فضايي شفاف براي پيشبرد دموكراسي ازطريق ايجاد فضاي برابر براي همه عمل مي كرديم.ابتدا هم به فكر افتاديم تا از عباس عبدي دعوت كنيم تا در برابر يكي از حاميان احمدي نژاد قرار گيرد.كه هم ازسوي عبدي اعلام شدكه ايشان به هيچ وجه به مشهد نمي آيند!و هم حاميان احمدي نژاد ما(يعني انجمن اسلامي به عنوان گروهي كه به دولت وابسته نيست)را به منشيانشان حواله مي دادند وآنها هم زماني به ماوقت مي دادندكه عملاً به درد مانمي خورد.در اين گيرودار هيئت نظارت دانشگاه درعملي كه شايد خودشان هم نفهميدند چگونه،موهبتي بزرگ به ما كرد وتاريخ درخواست ما براي يك مناظره كه قرار بود سه شنبه همين هفته برگزار شود را به شنبه دو خرداد منتقل كرد.
مشخص بود كه از سوي حاميان موسوي،ناصرآملي به عنوان دبيرجبهه مشاركت خراسان و از سوي حاميان كروبي،صادق جوادي حصار مسئول حزب اعتماد ملي در خراسان خواهند آمد.ستاد محسن رضايي در تهران هم باهماهنگي هاي انجام شده قرار شد يك نفر كه بعدمعلوم شد نامش سيداحمد نبوي است را به مشهد بفرستد.ماند نماينده احمدي نژاد.بابرخوردهاي صورت گرفته به دنبال يك نفر مي گشتيم كه در دسترس و هم اينكه از قدرت سخنوري و تأثيرگذاري خوبي برخوردار باشد.
در جلسه سه نفري مان در دفتر انجمن براي تعيين نماينده احمدي نژاد تقريباً به بن بست رسيده بوديم، كه يكي از اون فكرهاي شيطاني به ذهنم خطور كردم و درجا پيشنهاد دعوت يك آدم خوشتيپ و بدون محاسن كه از تسلط خوبي هم بهره مند باشه و هم با آملي و جوادي حصار آشنا باشه رو دادم.
فرهادجعفري رو از انتخابات مجلس پنجم مي شناختم.انتخاباتي كه جعفري با رأي عجيبي نفر اول مشهد شد اما با صلاح ديد مقامات مختلف ازرفتن به مجلس انصراف داده شد. (خودش يك روز مفصل براي من و يك نفرديگر مفصل جريانش رو تعريف كرد).بعد جعفري[یک هفتم] رو منتشر کرد که یکی از نجیب ترین نشریه های این دهه بود.کافه پیانو زمانی منتشر شد که من از یک سال پیشش وب سایت جعفری رو به عنوان یک لیبرال دموکرات کشف کرده بودم.جلسات کافه پیانوخوانی هم منجر به آشنایی بیشتر با عقاید سیاسی فرهادخان جعفری شد.خاطره گفتگوهایمان که گاه به مشاجره می کشید با فرهادجعفری رو هیچکداممان فراموش نکرده ایم.هرچند برخی از دوستان از دفاع های آقای جعفری از احمدی نژاد خشمگین و متعجب بودند اما من به عنوان کسی که اعتقاد دارم رعایت قواعد دموکراسی باید از سطوح پایه جامعه شروع شود و توسط خودمان در رفتار روزمره مان تمرین شود،از دفاع جانانه جعفري از احمدي نژاد خرسند بودم.ديدار من با فرهاد جعفري به عنوان نويسنده كافه پيانو هم به چند ماهي قبل از جلسات كافه پيانوخواني برمي گشت.
به هرحال قرار گرفتن جعفري و آملي و جوادي حصار در كنارهم به خودي خود جالب بود.خنده هاي جوادي پشت تلفن وقتي فهميد آقاي جعفري به نمايندگي از ‹افكار احمدي نژاد›درجلسه حاضر خواهد بود نشان از واقعيت همين سخن داشت.
دسترسي به جعفري مثل هميشه آسان بود.و قبول كردنش براي حضور در جلسه هم محتمل بود.اما پيامكي كه سه شنبه شب به من زد و خواست كه در صورت امكان دربرنامه نباشد،داشت همه برنامه هايمان را به هم مي زد.چهارشبنه عصر يك ملاقات شخصي با جعفري داشتيم تا قول حضورش در مراسم قطعي بشه.حضور فردي هم چون فرهاد جعفري به عنوان حامي احمدي نژاد مثل برگه آسي بود كه اصلاً دوست نداشتيم بسوزه.به همين خاطر تبليغات رو عملاً از پنجشنبه ظهر شروع كرديم.جمعه دبير انجمن اسلامي الهيات پاسخ گوي سيل تلفنهايي بود كه از سوي نهادهاي مختلف در مورد ماهيت فكري جعفري ميشد.گويا آقايان باور نداشتن يك آدم درست حسابي پيدا بشه كه از احمدي نژاد دفاع كنه.اما خوشبختانه چون مديريت فرهنگي دانشگاه آقاي جعفري رو ميشناخت از اين بابت مشكلي پيش نيامد.
كليت جلسه تجربه خوبي بود.تا امروز هيچ برنامه اي با حضور نماينده افكار هر چهار كانديدا برگزار نشده و تابه امروز هيچ كس اينقدر روي اعصاب سبزهاي حامي ميرحسين كه از فرط بي منطقي روي گروههاي فشار رو سفيد كرده اند،پياده روي نكرده بود.
+شرح جلسه از سوي فرهاد جعفري
+روايت انصار نيوز از جلسه
+ گزارش ايسنا از جلسه ديروز
+لینک خبر در بالاترین
پي نوشت:فرهاد جعفري از سوي حاميان احمدي نژاد براي سخنراني به دانشگاه بين المللي قزوين دعوت شد.با خودخواهي ميگم كه خوشحالم فكرم در مورد عمومي شدن حمايت فرهادجعفري از احمدي نژاد داره به ثمر مي نشينه.
این هم دوتا عکس از مراسم شنبه



